هاشمی را بهتر بشناسیم

آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی ( بهرمانی ) بدون شک از تاثیر گذارترین سیاستمداران معاصر ایران و پرسابقه ترین مردان سیاست در طول 100 سال اخیر تاریخ ایران است .

او را مرد عمل ، ثروتمندترین ملای جهان

مهاجرانی و عبدالله نوری به دنبال مادام العمر کردن ریاست جمهوری هاشمی/ ناطق نوری: این کار به صلاح نیست

 


 مرد همیشه قدرتمند و عالیجناب سرخپوش و خاکستری پوش ، عامل همیشگی بی عدالتی و رانتخواری و  …… معرفی میکنند و در باره فساد مالی خانواده او و قدرت طلبی او سخن ها بسیار رانده شده است .

اما واقعیت چیست و اوکیست ؟

 

قبل از پاسخ به این پرسش از شما دعوت میکنم تا لینک های زیر را در مورد بیوگرافی ایشان و سیر تکامل سیاسی و دیدگاه هایشان در عرصه سیاست ، مطالعه بفرمایید و بعد ادامه مطلب را بخوانید :

بیوگرافی اکبرهاشمی بهرمانی / دانشنامه ویکی پدیا

هاشمی از گذشته تا کنون / روزآنلاین

مواضع و دیدگاه ها / وب سایت رسمی آیت الله هاشمی رفسنجانی

زندگی نامه / وبسایت رسمی آیت الله هاشمی رفسنجانی

متن نامه دفتر آیت الله رفسنجانی به طلاب منتقد حوزه علمیه قم در باره شبهات مطرحه در باره ایشان / ایسنا

زندگی نامه علی اکبر هاشمی رفسنجانی / بی بی سی

 

حال که این متون را مطالعه فرمودید و به بروارد مناسبی از ایشان و شخصیتشان رسیده اید ، ادامه این مطلب را مطالعه بفرمایید .

به نظر نگارنده این سطور هاشمی رفسنجانی از جمله مردان بزرگ تاریخ معاصر ایران به شمار می رود ، برای این نظر ده دلیل مختصر پیرامون ویژگی های بارز شخصیتی ایشان در زیر خواهم آورد :

اول اینکه او مردی است که هیچ وقت میدان را خالی نمیکند و از این حیث میتوان گفت که او اعتقادی راسخ برای خدمتگذاری و فعالیت سیاسی دارد و اراده ای پولادین و تمام نشدنی برای تدوام فعالیتش و آفت های میدان سیاسیت هرگز اورا از حرکت باز نمیدارد .

دوم اینکه او مرد عمل است و نه حرافی زبردست ، گرچه راه و رسم سخن گفتن دیپلماتیک را به خوبی بلد است . او هیچگاه نه سعی بر فریب نخبگان و روشنفکران ( با الفاظ و آرمانهای توخالی و غیر واقعی ) راداشته و نه قصد فریب مردم را ( پوپولیسم ) ، او هیچگاه وعهده بزرگ نداده اما کارهای بزرگ زیاد کرده است . ( رجوع شود به کارنامه او در طول سالها فعالیتش در پستهای مختلف ازجمله دوران سازندگی )

سوم اینکه او محافظه کاری پراگماتیک است نه محافظه کاری اصولگرا ، این بدان معناست که در محافظه کاری رعایت عملگرایی را نیز میکند و نه ابزارهایش را با حرکات رادیکال به خطر می اندازد و نه با خاموشی میدان را به رقیب وامینهد او همیشه درصحنه است و بیدارو اهل عمل  .

چهارم اینکه او میانه رو است و اعتدال گرا و نه میخواهد از پشت بام چپ بیافتد و نه از راست ، او از رادیکالیسم سیاسی دوری میگزیند و همیشه جانب میانه میدان را دارد .

پنجم اینکه او لیبرال است و طرفداراقتصاد باز و توسعه طلبی ، بدین معنا که او عدالت طلبی را در توزیع عادلانه ثروت نمیبیند بلکه در آزادی اقتصادی ( قدرتمند شدن بخش خصوصی ) و تولید و توسعه محوری می بینید ، توسعه محوری به معنای رشد موازی همه شاخص های آن از جمله آزادی سازی اقتصادی و رشد بخش خصوصی .

ششم اینکه او مردی شجاع و ریسک کننده ای ممتاز است ، چون در اوج بحران حاضر است جان و مال و آبروی خود را به وسط بگذارد و خود را در قلب فاجعه رها کند ، این شجاعت را میتوان در انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری نهم دید ، شاید بعضی ها این را قدرت طلبی بدانند اما به نظر نگارنده این سطور این اوج شهامت و شجاعت است که با وجود بالا بودن شدت تخریب و احتمال شکست ، خود را در بوته محک خوردن بگذاری و یک تنه به قلب فاجعه بروی ، تملق نیست اگر بگویم او یک سردار به تمام معناست .

هفتم اینکه او سازنده است نه ویران گر ، آن هم به این دلیل که با به خطر انداختن آبرو و اعتبارش سعی بر سازندگی کشور در راستای توسعه آن دارد ، درست است که قلب تپنده اقتصاد ایران در دست او ویارانش است چون و او و همفکرانش معتقدند که تا اقتصاد ایران رشد پیدا نکند و مردم به استقلال مالی نرسند هرگز ایران توسعه یافته و آباد نخواهد شد ، لذا در این راه آبرویش را خرج میکند و خود و اطرافیانش وارد گود میشوند تا ایران را آباد کنند و چون گود در حال حاضر از وجود تاجران خالی است. نزدیکانش و همفکرانش را ( تکنوکرات ها ) در این گود وارد کرده است تا شاید آنها با چرخاندن چرخ اقتصاد کشور و قوی کردن بخش خصوصی این رویای لیبرالی را تحقق ببخشند و نسل های آینده از این کشته ها برداشت های پر حاصل کنند .

هشتم اینکه او اصلاح طلب تحول خواه است اما به دلیل خصلت محافظه کارانه اش و واقف بودن بر این امر که تا همه شاخص های توسعه یافتگی محقق نشود حرکات دفعی و ساختاری اصلاحی بی نتیجه است ، طرفدار اصلاحات تدریجی و گام به گام در خدمت توسعه کشور است و این تفاوت فاحش او با دوم خردادی هاست که معتقدند اول باید دموکراسی برقرار شود و اصلاحات اساسی انجام شود و بعد کشور به سمت توسعه یافتگی حرکت کند .

نهم اینکه او کتک خوری ملث دارد  ، او مرد کویر است و صبر و تحملش بسیار و به مانند یک ضربه مدوام و به صورت تدریجی دیوار پیش رویش را از بین میبرد و خود سالم از پس آن رد میشود ، چیزی که خیلی از سیاستمداران آن را ندارند و به دنبال ضربه محکم و شدید اساسی اند که اغلب بازخورد این ضربه خودشان را نیز قربانی میکند .

دهم و شاید آخرین ، اینکه او هاشمی رفسنجانی است و چه به خواهیم قبول بکنیم و چه نخواهیم او بنیان گذار و آغاز گر تفسیر جدیدی از روش حکومت داری است که نه با مدرنیسم سر ناسازگاری دارد ، نه دنباله روی سوسیالیسم است و نه بینادگرا و اقتدارگرا و هم عملگراست ، هم لیبرال است ( به معنی آزادیخواهی و ازاد سازی ) و هم توسعه طلب است ، تفسیری که اگر بتواند هویت مستقل خودش را از راست و چپ امروزی پیدا کند میتواند در بلند مدت با قوی کردن پاییه های توسعه محوری ، کشور ایران را آباد کند و از مناقشات بزرگ ما با غرب بویژه آمریکا بکاهد و چهره ای مدرن و صلح جو را از ایران به نمایش در اورد .

 

این ده گانه ها را نه به این خاطر گفتم که از هاشمی رفسنجانی بتی پوشالی و خدایگانه بسازم و نه بر نقص ها و عیب هایش سرپوش گذارم ، بدون شک او نیز مانند همه بشرهای عرفی واجد خطا و اشتباه است و نمیتوان گفت که او تصمیم های خطا نگرفته یا کارهای خطایی نکرده است ، اقوام و خویشاوندانش نیز همین طور، اما اگر این نگاه صدرصدی و حداکثری و بت سازی بیخود سیاسی را از ذهنمان بی آلاییم و هاشمی را آنگونه که هست ببینیم و تعریف کنیم بدون شک مطمئن میشویم که هاشمی از جمله بلند قامتان تاریخ معاصر ایران است و باید به وجود او افتخار کنیم حتی اگر مخالفش باشیم همانگونه که به  امیرکبیرو مدرس وشیخ شهید نوری و …. افتخار میکنیم .

هاشمی آنقدر بزرگ است که هرکس که میخواهد به قدرت برسد اول اورا نشانه می گیرد تا از کتک زدن او و به فراخور آن از تخریب او خود به نان و نوایی برسد و وجهه ای کسب کند ، حال فرقی نمیکند روزی چپ های دوم خردادی به این هدف اورا تخریب میکنند و روزی راست های پوپولیستی ، همه میخواهند از این سرمایه برداتشی بکنند و به قول معروف مشهور شوند . مگرنه هاشمی ، هاشمی است ، مردی که نه حرف های روشنفکرانه پر طمطراق و توخالی میزند و احساسات روشنفکران و نخبگان را برمی انگیزد و نه قول های عوام گرا و پوپولیستی میدهد تا عوام و توده ها را مفتون خود سازد ، او هاشمی است و مرد عمل است و عملش هم تدریجی و تداومی است نه ناگهانی و دفعی ، لذا کسانیکه همیشه دنبال ناجی میگردند که انها را یک شبه به اتوبان دموکراسی یا مهرورزی برساند هرگز هاشمی را درک نخواهند کرد و هرگز هم ، هاشمی برای آنها ناجی نخواهد بود . چون هاشمی هیچ وقت به دنبال فعالیت تند و غیر اصولی نیست !

هاشمی شاید در دوران اول انقلاب از نزدیکان مهم رهبر برزگ ایران ایت الله خیمنی و مرد شماره دو کشور بود اما هیچ گاه قدرتمند ترین مرد کشور نبوده است ، این افسانه که او عامل بی عدالتی است یا عامل قتل های زنجیره ای است و یا عامل سرکوب روشنفکران بوده است و ….. کمتر به واقعیت نزدیک است ، واقعیتی که در ان هاشمی هیچ وقت کاره و تصمیم گیرند اصلی نبوده است چون او اگرچه در 4 سال اول ریاست جمهوری اش مرد قدرتمندی بود ( به نوعی مرد شماره یک بود ) و کارهای بسیار تا بسیار بزرگی کرد که در تاریخ کشور ثبت شده و در آینده از ان به نیکی یاد خواهند کرد اما او هم به خاطرمحدودیت های اجباری دیکته شده از سوی برخی گروهای فشار ، ناچار شد در دوران دوم ریاست جمهوری اش تحت کنترل و فشار شدید  برخی گروهای فشار قرار بگیرد و به نوعی افکار او هم مانند دیگران در نطفه خفه شد ، او که رویای توسعه کشور را در سر میپروراند با مخالفت گسترده راست ها و اعمال نفوذ از بالا برای تحت کنترل در آمدن و فرمان بردار شدن ، مجبور به عقب نشینی شد سازندگی اش به همین دلیل عقیم ماند.او با همه منفوریتی که حاصله تخریب گسترده رقبای راست و چپ اش است ، همیشه در صحنه است و میدان را خالی نمیکند چون او هاشمی است .

متاسفانه جوی که همیشه از هاشمی و تفسیر جدیدش در عرصه سیاست ترس و هراس دارد ، روزی در لوای چپ و روزی دیگر در لوای راست قصد تخریب او و منفور کردن و کریه کردن چهره اورا دارد تا بشود از زدن او هم تفسیر جدیدش را نابود کنند و هم از نمدش کلاهی برای خود ببافند . او روزی ناجی راست به عنوان سپری برای محافظت از شر چپ هاست و روزی سپر چپ برای محافظت از شر راست هاست و همیشه طرفدار کفه ضعیفتر ترازوی سیاست است تا بتواند از اندک آبروی باقی مانده و اعتبارو قدرتش برای توازن قوا استفاده کند و با محیا کردن زمینه برای طرف ضعیف کاسبکارش در عرصیه سیاست که فقط اورا برای محافظت از شر دشمن میخواهد و به محض قدرتمند شدن اورا به گوشه ای پرتاب خواهد کرد ، راه را برای توازن قوا و رشد و بالندگی نظامی تکثر گرا باز میکند .

بدون شک هاشمی روزی تمام خواهد شد و روزی هم ایران توسعه یافته و آبادان خواهد شد و در آن روز خواهند نوشت که هاشمی ، پدر توسعه طلبی ایران بعد از انقلاب و مردبزرگ تاریغ معاصر ایران است ، اگر که عوام و روشنفکران در این جو تهمت ها هاشمی را نشناختند بدون شک تاریخ هاشمی را خواهد شناخت و درباره او هرگز اشتباه نخواهد کرد .

خدایش او را حفظ کند و قوت دهد تا در این دهه پایانی عمرش کمافی سابق بانی خیرو برکت برای نظام و کشور و ملت اش باشد ، انشاء الله .

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٢/٢/٩ | ٦:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()