حکمت مطهر



.سالها از فقدان مطهری می گذرد    مصلح و اصولگرایی بیدار و بینایی که در همه عمر خود میدان معرفت دینی را از پرتو حضور واندیشه ژرف بینی روشن نگاه داشت


سالهاست که کاروان انقلاب مسیر پرنشیب وفراز خود را در فراق ساروانی چون مطهری پشت سر گذاشت. مطهری به راستی مطهر بود فاقد هر گونه نقص در رفتار وگفتار وکردار-شاگرد عزیز امام( ره) مبلغ شور حسینی (ع) و معلم شاگردان مکتب انقلاب بود. استاد اخلاق و فلسفه و عرفان جامعه شنا نکته سنج مولف و سخنران برای کوچک و بزرگ بود. بزرگ بود و از نوادر روزگار مردی که از نبود ظاهریش غمناکیم شهید مطهری بزرگ مردی که طلایه دار نهضت اندیشه و آرمان بود. از مطهری سخن گفتن شیرین است چون او جذاب ژرف نگر و روحی متعالی داشت در عصری میزیست که منورالفکران و متفکران داخلی کم نبو دند و بساط فکر و اندیشه پهن گر چه نظریه پردازان اسلامی کم ومحدود بودند اما تعامل و تبادل افکار و آرا از وضیعتی مناسبی برخوردار بود. قدمی که مطهری در آن بحوبحه بر داشت شجاعت و جسارت کم نظیری را می خواست که بر خلاف جریان آب شنا کند. منورالفکرانی که با تمام ادعا نداشتن شرق زدگی و غرب زدگی در مقام عمل و اظهار نظر از مبانی فکری اسلام فاصله گرفته و افکار لنین و دکارت نیچه مارکس و…را بیان میکردند و شهید مطهری بود که به مبارزه با التقاط ستیزی بر خواست.ایشان آن چنان از مرز های فکری فلسفی عرفانی اسلام حراست و حفاظت نمودند که جان خود را بر آن نهادند کج روی ها و انحرافات و دگم اندیشی ها به شدت شیخ شهید را دلگیر می نمود . براستی او دارای فکری قوی وتحلیلگر بود واین را می توان در آثار و کتب ایشان دید.در فقه و اصول در اجتهاد صاحب نظر ودر فلسفه اسلامی پر مطالعه .ایشان از یک سو گرفتار اصحاب تحجر واز سوی دیگر مبتلا به تهاجم نامردانه التقاط بود .مطهری عزیز به دلیل اینکه در برابر دگم اندیشه های جاهلانه و مغرضانه آنها ایستاد و با تکیه بر منطق برهان و بیان روشنگر ضعف تئوریک و شکست پذیر این مقلدان کجرو را به اثبات براسند واپسگرا مرتجع کهنه پرست و... خوانده شد. وبه شدت مطرود گردید اسلحه ای که شیخ شهید را نشانه رفت وزیباترین گل بوستان انقلاب را چید. از این خواستگاه بود تفکر افرادی که با ایشان موضع گرفتند ومنتهی شد به شهادت ایشان افرادی بودند که در یک بعد زندگی میکردند اسلام بدون معنویت اسلام بدون عرفان و... ایشان خطر را حس نمودند و اسلام اعتدال را مطرح می کند و موفق می گردند و بهترین شاهدان هم کسانی هستند که علیه ایشان موضع گرفتند. از زمانی که ایشان مباحثی را مطرح می کنند ودنبال روی مینماینند از آن جمله می توان مقدمه ای که بر کتاب علل گرایش به مادگری را نوشته نام برد در آنجا به گروه فرقان حمله کرده بودند وهمین تعبیر را آن جا آوردند که اینها نمی دانند اسلام چیست فقط یک اسلام را گرفتند و آمدند رنگ دین را به آن زدند در حقیقت شهادت شیخ شهید به دنبال نگرش و انتشار همین کتاب بود. ودر پایان همه این سالها تاکید و تکرار وتبلیغ وشعار وبزرگ داشت و همایش و سمینار اغلب بر شخص استاد شهید تکیه داشت نه بر شاخصه هایش چیزی که او را از دیگران متمایز می ساخت شاخصه ها و نوع اندیشیدن او بود و آنچه کمتر به چشم می آید تلاش برای شناخت اصول آن معیار ها است که در شیخ شهید تجسم یافته بود. وچه زیبا استاد فرمودند من معلمی را می ستایم که اندیشیدن را به من بیاموزید نه اندیشه را.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٢/٢/۱۳ | ۱:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()