بارش برف رانعمت بدانیم یا نقمت

وحید محمودی چابک

 

 

به نام خدا

بارش برف رانعمت بدانیم یا نقمت

به بهانه ی نزول رحمت الهی  بهمن1392 در چابکسر

بارش نعمت برف در اواسط بهمن ماه در استان گیلان البته با شدتی بیشتر در شهرستان رودسر و بخش چابکسر موجبات خشنودی مردم منطقه بالاخص کشاورزان را در روز های آغازین فراهم آورد.وبارش آن در همان ابتدا ذوق و شادمانی کودکانه را در سرها پروراند.همگی باید شکر گزار این نعمت خدادادی باشیم که در اندک زمان خالق یکتا جامه ی سپید را بر قامت شهر ها و روستاهای شهرستان پوشاند.ولی با گذشت دومین روز از بارش گویا این نعمت الهی –مانند دیگر اتفاقات طبیعی دیگر- نقمتی شد برای مردم


اگرچه بر این باور استواریم  که نظام خلقت نظام احسن است و هیچ حرکتی در جهان خلقت از سر سرگرمی و بی اساس نبوده و نخواهد بود و آفریدگار جهان تا خیر و صلاح ابناء بشر را از نظر نگذراند هیچ حکمی را امضا نمی کند و حتما مشیت الهی در آن ایام منتی بود که بر بندگانش ارزانی داشت ؛اما متاسفانه با گذشت چند ساعت از بارش ها بلایای غیر طبیعی که روند زندگی مردم را دچار مشکل می کنند بر مردم نازل شدکه قطعی برق،آب،تلفن و مسدود شدن معابر و به دنبال آن تعطیلی بازار و شهر و مختل شدن روند عادی زندگی مردم و در نتیجه ایجاد بحران و گره درمنطقه -که شاهد بودیم که این بحران تا یک هفته بعد تر همچنان ادامه داشت-از جمله ی آن مصادیق بودند.(هر چند که مدیران از به کار بردن لفظ بحران در همان ساعات اولیه ابا داشتند به طوری که حتی در رسانه ی ملی هم از بحران شرقی ترین بخش استان- چابکسر -ذکری نرفت بر خلاف بزرگنمائی گسترده که در شهر های غربی مازندران اعلام شدکه نتیجه آن  شد که شاهد رسیدن ادوات برف روبی و امداد و نجات به مردم آن خطه از سرزمینمان  از استانهای معین جواربودیم)

در اینجا به عنوان نمونه به ذکر پاره ای از معضلات حاشیه ای ناشی از آن می پردازیم.در شهرچابکسر تعدادی نانوائی باز بودند که حتی شاهد بودیم که با چه مشقتی خمیر تهیه کردند و نان پختند ولی برخی شهروندان در خرید نان مبالغه می نمودند و کسی نبود که به این عزیزان شهروند حقوق دیگر شهروندان را متذکر شود.(جالب این که از شهرهای جوار هم به این شهر برای خرید نان  می آمدند).و یا یک خط پیاده رو در سطح شهر باز نبود که شهروندان بتوانند در مسیر خود تردد نمایند و موجب  ترافیک د رخیابانهای اصلی شهر نگردند.حتی در بازگشائی معابر و کوچه ها به قدری ناشیانه عمل می شد که این امر برای شهروندان مشتبه شده بود که کارکنان شهرداری می بایست حتی داخل کوچه های فرعی و حتی حیاط شهروندان را برف روبی نمایند.ادوات و لوازم برف روبی یا در اکثر محلات نبود و یا اگر بود عادلانه به رفع معضل شهروندان نمی پرداختند که از این رهگذر گاهی شاهد ترجیح منافع شخصی بر منافع و مصالح عمومی از سوی اقلیتی از شهروندان بودیم.و نمونه ای دیگر این که شاهد بودیم که برف معابر را در خیابان های شهر می ریختند و با یخ زدگی شبانه صبح فردا مشکل تردد دو چندان می شد.واز ره آورد این برف مدارس تعطیل شدند و دانش آموزان هم از درس و مشق عقب افتادند و... که بیان تک تک آنها مستلزم صرف هزینه است و موجب تصدیع خاطر خوانندگان.ولی اکثر قریب به اتفاق آنها مشکل نبودند بلکه ناشی از بی تدبیری و شاید بهتر بگوئیم عدم اطلاع رسانی صحیح بود و می شد با پیش بینی و طراحی برنامه ی مدون  از قبل حد اقل در کاهش معضلات به وجود آمده کوشید.

البته جا دارد که از زحمات کلیه ی مسئولان و عزیزانی که در رفع مشکل مردم جانفشانانه و شبانه روزی تلاش می کردند و نگارنده هم از نزدیک شاهد آن بوده و آن را دنبال می کرد صمیمانه تقدیر و تشکر نمایم.وباید اذعان نمود که  بیان این نوشته ها نه از سر تقصیرو خودخواهی بلکه از روی نقد منصفانه  به منظوردستیابی به هدفی والا و مشترک –که همان جلوگیری از تضییع حقوق شهروندی است-می باشد.چرا که جامعه ی ما بارها و بارها شاهد معضلاتی از این قبیل بوده است و با توجه به اقلیمی که در آن زندگی می کنیم باز شاهد مسائلی از این دست خواهیم بود به طوری که در سال 1342 نیز برف به همین میزان در منطقه باری ولی با توجه به جمعیت شهرنشینی آن زمان خسارات عمدتا باغات را زمینگیر کرد نه اختلال در زندگی عادی مردم.

اگرچه سازمان هواشناسی از قبل این پیش بینی را کرده بود و لی با شروع بارش و انباشت برف درسطح شهر و روستاها و معابر ،گویا این باور هم انباشته شد مبنی بر این که بحرانی شکل گرفته است و نمی توان برای آن چاره ای اندیشید ویا این که مردم چاره را برای حل بحران فقط از سوی مسئولان مطالبه می کردند.

گویا مسئولان  نیز اصلا توجهی به طراحی استراتژی که همان حل مشکل در موقعیت های غیر قابل پیش بینی است نداشتند تا بتوانند به اجرای قدم به قدم فعالیت ها بپردازند.مشارکت عمومی در هدایت و نظارت  برای شهروندان وجود نداشت و یا اگر وجود داشت کم رنگ بود.

باید اذعان نمود که مهمترین عامل درحیات،رشد و بالندگی سازمانها مدیریت است که وظیفه ی اصلی آن  هدایت روند حرکت از وضع موجود به سوی وضعیت مطلوب به منظور ایجاد آینده ای بهتر برای شهر و شهروندان است.در این میان  نقش استراتژیک  مدیریت منابع انسانی از درجه ی اهمیت بیشتری برخوردار است .چرا که در مواجهه با بحران  ها می توان عملکرد ناشی از رفتارهای سازمانی منابع انسانی را در سازمانها و نهادهای مربوطه کاملا مشاهده کرد.در واقع مدیریت منابع انسانی با هدف تضمین موفقیت هر سازمان یا نهاد به کمک کارکنان همان نهاد برای دستیابی به موفقیت بیشتر در رسیدن به اهداف سازمانی می باشد..

امروزه وجود مدیریت استراتژیک که شامل تصمیمات و اعمالی است که منجر به طراحی و اجرای استراتژی هائی می شود که برای حصول به اهداف یک سازمان مورد استفاده قرار می گیرند در سازمانها و نهاد های دولتی می توانند یک بازوی قدرت بلکه اساسا جزء لاینفک آن سازمان یا نهاد باشند.

حال سوال این است که مدیران  و مسئولان شهرستانی و بخشی در مواجهه با این بحران  چگونه نقش آفرینی کردند.وآیا در مواجهه با مشکلات بعدی از بحران گذشته، توشه ای اندوختند؟نقش مردم و شهروندان در این بحرانها چیست؟و آیا می توان راهکاری برای جلوگیری از ازدحام و تشویش خاطر مردم در میادین بحرانی  ارائه نمود؟

گر چه  در این چند سطر نمی توان مدیریت بحران را تعریف و یا تحلیل کرد ولی موارد زیر از نظر نگارنده در این چند سطر رقم زده شد تا چالشی باشد برای فعال نمودن اذهان به منظور مشارکت در اتخاذ تصمیمات مفید و ارائه ی راهکارهای سازنده .چرا که نگارنده معتقد است اگرچه ابزار قدرت  و مانوردر دست مسئولان و نهادهای دولتی و غیر دولتی است ولی کلید حل مشکلات در هر بحران در درجه ی اول خود مردم اند.وشاید اگر این راهکارها با شدت بیشتری فعالیت می نمود شاهد کاهش برخی از معضلات شهری می شدیم و تصمیم گیریها برای رفع بحران زودتر به نتیجه می رسید . البته همانطور که گفته شد این راهکارها نهائی نیستند و ذکر آنها در این وجیزه دلیل بر رد انجام آن در نهادهای مربوطه نمی باشد و لی می توانند در برخی مواقع سازنده  و کارا باشند.

برخی از راهکارهای پیشنهادی عبارتند از :

1-تهیه ی نقشه ی جامع شهر و کد گذاری خیابانها و معابر و اولویت بندی به منظور بازگشائی آنی و حیاتی آن در مواقع ضروری

2- تشکیل کمیته ی مرکزی متشکل از مسئولین و شهروندان صاحب نظر درشهرداری یا بخشداری و... و تقسیم کار و محول نمودن مسئولیت  به آنان به منظور تسریع و تسهیل درامر خدمات رسانی عمومی.

3-شناسائی ظرفیتهای موجود در بخش دولتی و بخشهای غیر دولتی و شناسنامه دار کردن آنها به منظور ساماندهی  سریعتر و یاری گرفتن از آنها در مواقع بحرانی

3-تشکیل کمیته ی ارزیاب به منظور نظارت  و پیگری روند تصمیمات متخذه از سوی کمیته ی مرکزی در طول مدیریت بحران.

4-اطلاع رسانی مرحله به مرحله  به شهروندان در خصوص آخرین وضعیت  اقدامات انجام شده از طریق پیامک و... به منظور پرهیز از تماسهای غیر ضروری و حفظ آرامش در بین کارکنان و شهروندان

5-فرهنگ سازی در خصوص اصلاح الگوی مصرف و اشاعه ی فرهنگ مشارکت و همیاری  از سوی شهروندان در هنگام بحران

6-رتبه بندی پرسنل  تلاشگر در نهاد یا سازمان به انگیزه ی حفظ مدیریت پاداش و بازخورد حاصل از تلاشهای آنان

7-تقویت روحیه ی تعامل با  مشارکت  دادن کلیه ی کارکنان ادارات سطح شهر واستفاده از ظرفیتهای آن ادارات

8 و ....

امید است که در آتیه بتوان  در رفع موانع ناشی از بحرانها و حوادث غیر مترقبه بهتر از گذشته گامهای موثرتری  برداشت و در مواجهه با بلایای طبیعی بتوان تصمیمات بهتری اتخاذ نمود و شاهد امنیت روحی هرچه بیشتر در زندگی هم میهنان عزیزمان بود.  ان شاءالله تعالی

والسلام

05/12/1392


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٢/۱٢/٥ | ۸:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()