آخرین دلنوشته امام در صحیفه

و اما در میان نامه ها یک نامۀ استثنایی وجود دارد که با همۀ نامه های صحیفه متفاوت است. این نامه شاید تنها دلنوشته امام با این سبک و سیاق باشد. زیرا در سایر نامه های محبت آمیز که در طول زندگی برای منسوبین خود نوشته نوعاً شامل احوالپرسی و اطلاع رسانی از سلامتی خود و آرزوی تجدید دیدار  است، و یا در پاسخ به درخواست آنان دست به قلم برده و مطالبی را تحریر کرده است. اما این نامه نه در پاسخ به درخواستی است و نه از راه دور جهت احوالپرسی و نه حکمی برای کسی است. بلکه تنها و تنها دلنوشته ای است از عارفی بزرگ و سالکی وارسته و سیاستمداری هوشمند و فقیهی کم نظیر که در آخرین ماههای عمر شریفش بمنظور حق گزاری برای صمیمی ترین همراه و شاگردش نگاشته است. بهتر است قبل از توضیح بیشتر متن نامه را بخوانید:

 

بسم الله الرحمن الرحیم‏

 

جناب حجت الاسلام آقاى حاج شیخ حسن صانعى- دامت برکاته‏

 

نمی ‏دانم از کجاى آشنایی‌ام با تو بنویسم. تو یکى از قدیمیترین افرادى هستى که در کنار من بوده ‏اى. هنوز سبزه‌‏اى بر رخسار نداشتى که صمیمی ات یافتم. سالها قبل از شروع مبارزات پانزدهم خرداد.
تو سرباز گمنام این انقلابى، و خودت مى‏‌دانى که هیچ چیز بهتر از گمنامى نیست. تو فردى هستى که از گذشته هاى دور خاطرات تلخ و شیرین مبارزات را با خود دارد.
زیرکى و کم حرف، دانایى و محتاط.
در گرداب مبارزات همیشه دلسوخته بوده‌‏اى. کینه‏ ات را نسبت به شاه در کمتر کسى دیده بودم. در بحران‌ها و فشارها هیچ گاه نسبت به من تردید نداشتى، گرچه گاهى خسته می ‏شدى و افسرده.
در کوران فشار دستگاه شاه، تو که مسئول اداره شهریه طلاب بودى، وقتى در محاصره دشمن قرار می ‏گرفتى براى اینکه هیچ گونه اطلاعى به دشمن ندهى کم نبود مواقعى که قبوض رسید پولهاى اخیار را -در پانزده سال مبارزه- چون غذایى گوارا می ‏خوردى. پاداشت عند الله نیز گوارایت باد.
استعدادت، لطافت روحت، صداقتت چیزى نیست که فراموشم شود. تندخویى و عاقل. از خدا می ‏خواهم عقلت را به تندخویی ات پیروز کند.
من کاملًا به تو اطمینان دارم. لذا وکیل من می‌‏باشى در تمامى زمینه‌‏هاى شرعى. این‏ چند سطر را نوشتم تا کمى از بسیار حقى که به گردن من و انقلاب دارى را ادا کرده باشم.
خداوند یار و نگهدارت باد.
مرا از دعاى خیر فراموش مکن.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
روح الله الموسوی الخمینى‏

 

67/12/2
منبع: (صحیفه امام، ج‏21، ص 272)
و اما چند نکته :
1-در مورد این جمله امام «کم نبود مواقعی که قبوض رسید پولهای اخیار را چون غذایی گوارا می خوردی» گفتنی است اختناق و سختگیری در دوران سیاه ستمشاهی به حدی بود که کمترین ارتباط با امام خمینی حتی به صورت پرداخت سهم امام(ع) موجب دستگیری، شکنجه و زندان می شد. آیت الله صانعی چندین بار در مواجهه با ماموران ساواک و بازجوها هنگامی که راه های معمولی را برای محو اسناد بسته می دید با بلعیدن قبض رسید وجوهات، مانع از آن می شد که نام کسانی که وجوهات خود را به مرجعشان، امام خمینی، داده بودند لو برود.
2-متأسفانه برخی افراد و رسانه ها شاخصۀ دشمن شناسی امام را بقدری پررنگ می کنند که گویی امام هیچ هنری جز مبارزه با معاندان و کوبیدن دشمنان و برخورد با مخالفان نداشته است. این برداشتی کاملاً غلط و خلاف واقع است. زیرا امام از روحیه ای لطیف، آرام و مسالمت جو برخوردار بود، و اگر چند صباحی به دلیل توطئه ها و خباثت دشمنان و لشکر کشی آنان و تحمیل جنگ، مجبور به عکس العمل تند شد اقتضای شرایط ویژه بود نه انعکاس روح لطیف و رحمانی و انسان دوستانه آن حکیم الهی.
افسوس که برخی رسانه ها سعی می کنند از امام چهره ای خشن به نسل نوپای امروز معرفی کنند و امام را آن گونه که خود می پسندند در ذهن جامعه ترسیم نمایند تا به موقع به نفع اهداف خود بهره برداری کنند. من از جوانانی که این یادداشت را می خوانند می پرسم آیا تا کنون می دانستید چنین نامه ای در صحیفه امام هست؟ اگر نمی دانستید چرا ؟چرا رسانه ملی روی این بخش از آثار امام سرمایه گذاری تبلیغی و برنامه ریزی نمی کند تا تأثیر آن را در تلطیف عواطف و تزکیه نفوس و گسترش فضای شوق و محبت در جامعه مشاهده نماید. از چه می ترسند؟ از چه نگرانند؟ دلیل آن چیست؟ نمی دانم.
3- آیا نسل جوان ما مخاطب این نامه، آیت الله شیخ حسن صانعی را می شناسد. او که یکی از دوستان صمیمی امام و شاید صمیمی ترین دوست امام است این روزها با سکوتی عمیق و معنادار نگران میراث امام و آرمانهای ملت فداکار ایران است. ای کاش روزی فرا می رسید مردم ایران در ایام سالگرد ارتحال امام به جای مشاهده دهها کارشناس روحانی و غیر روحانی در شبکه های مختلف سیما، که اکثرشان حتی یک لحظه هم امام را از نزدیک ندیده اند، چهره هایی مانند مخاطب نامه فوق را می دیدند. ای کاش صدا و سیما توفیق می یافت و شرایطی را فراهم می کرد تا نزدیکترین یاران و حواریّون امام و کسانی که امام آنها را به مجاهدان صدر اسلام تشبیه کرده در تلویزیون حاضر می شدند و به صورت زنده و مستقیم و بدون واسطه خاطرات خود را از امام بازگو می کردند.
اینک پس از این توضیح کوتاه یک بار دیگر نامه امام را بخوانید. 

/ 1 نظر / 19 بازدید
شورشگر

به به بسی خندیدیم [خنده][قهقهه] مطمئن هستم تو عمرت یک بار هم صحیفه امام خمینی را دست نگرفتی و معلوم نیست از کجا این مطلب را کورکورانه کپی کردی!