اخلاق در سیاست

از آنجائیکه رقابت در عرصه سیاسی، عموما برای دستیابی به قدرت است. لذا آسیب پذیری اخلاقی در این عرصه، بیشتر است. از همین رو تهمت، ترور شخصیت، عدم احترام به موقعیت های فردی و اجتماعی اشخاص، از بی اخلاقی ها، ناشی می شود که در عرصه رقابت در جهت کسب مصادر حکومتی است.

ارزش های اخلاقی، نقش بسزائی در زندگی بشر دارد، که رعایت آن در زندگی سیاسی باعث تفاهم، تساهل و احترام به یکدیگر می شود. و بی توجهی به آن باعث فرصت طلبی و دیکتاتوری و سلب حقوق دیگران است.

از آنجائیکه اخلاق و سیاست رابطه مستقیم با یکدیگر دارد رعایت بایدها و نبایدهای اخلاقی در اندیشه و عمل سیاسی حائز اهمیت و تأثیرگذار است. با بررسی وضعیت سیاسی گذشته، درمی یابیم، که گاها هر یک، ابزاری در اختیار دیگری بوده است.

زمانی که اخلاق، ابزاری در اختیار سیاست بوده، شاهد حکمرانی ناصواب بوده ایم که مصلحان، آن را نکوهش می کرده اند و نهایتا سیاست را به ورطه سقوط کشانده اند، اما زمانی که برتری اخلاق و ارزش ها را در دیگر موضوعات داشته ایم، هنجارهای اجتماعی و سیاسی نسبت به دیگر مسائل فزونی داشته است.

اما امام راحل، انقلاب اسلامی ایران را بر محوریت اخلاق ترسیم کرد. که اهمیت نقش دادن مردم در تمام صحنه های انقلاب اثبات کننده آن است و این سیاست، در جهت حفظ کرامت انسانی افراد در جامعه است.

اگر بخواهیم محوریت اخلاق در فعالیت های سیاسی را دریابیم باید شاخصه های بازی سیاسی را بشناسیم و به آنها توجه کنیم. قطعا عوام گرایی، قدرت طلبی و چاپلوسی نزد ملت ما ناپسند شمرده می شود، که دوری از این خصیصه ها بیانگر برتری اخلاق بر دیگر موضوعات است. راست گوئی، عدم تخریب دیگری از اعمال پسندیده نزد ملت ایران است که وجود این خصیصه ها نیز از فزونی اخلاق است. همه خصلت های مورد اشاره از بایدها و نبایدهای فعالیت سیاسی است. به عبارتی، این موارد الفبای حضور در صحنه های سیاسی و اجتماعی است. از طرفی همه افراد جامعه باید قادر باشند از حقوق شهروندی برخوردار شوند. این امر نباید در لفظ و شعارها ثابت بماند. بلکه بایستی تجلی آن را در عرصه اجتماعی ببینیم.

حذر کردن از هر شائبه ای که تداعی نقض اصول نظام و هنجارهای اسلامی را در پی داشته باشد، امری ضروری است. زیرا رفتار و عملکرد فعالیت های سیاسی تحت نظارت افکار عمومی است که می توان نتیجه هر انتخاب را عکس العمل ملت به عملکرد و رفتار مسئولین اجرائی و فعالین سیاسی دانست که در توجه مردم به بایدها و نبایدها و حقوق شهروندی بوده است.

از آنجائیکه رقابت در عرصه سیاسی، عموما برای دستیابی به قدرت است. لذا آسیب پذیری اخلاقی در این عرصه، بیشتر است. از همین رو تهمت، ترور شخصیت، عدم احترام به موقعیت های فردی و اجتماعی اشخاص، از بی اخلاقی ها، ناشی می شود که در عرصه رقابت در جهت کسب مصادر حکومتی است.

حاکمیت اخلاق در فعالیت های سیاسی ایجاب می کند که در صحنه رقابت ها بر نقاط قوت تأکید کنیم. و از تخریب رقبا و بزرگنمائی ضعف آنها، خودداری نمائیم. صرف بیان ضعف های رقیب، موجب حرمت شکنی و سلب امنیت عمومی جامعه می شود.

این رفتارها بسته به نگرش فردی و جمعی فعالین سیاسی دارد و اگر اعتنائی به ارزش ها و هنجارهای اجتماعی قائل نباشند محدودیتی برای عبور از خط قرمزهای جامعه نخواهند داشت. لذا ملت فهیم، درک می کند. که اینگونه افراد، شایستگی تکیه بر مصادر حکومتی را ندارند. تجربه گذشته سیاسی در ایران چنین بوده که افراد فرافکن و هنجارستیز از طرف مردم منزوی شده اند. مردم در انتخابات گذشته با رأی خود آن را اثبات کرده اند.

یکی دیگر از آسیب های فعالین سیاسی در کشور که منجر به شادی دشمن می شود، پاشیدن بذر کینه است، که این امر ناشی از خشونتی است که در عرصه سیاسی ایجاد می گردد. البته خشونتی که در عرصه سیاسی بوجود می آید از نوع رفتار فیزیکی نیست، بلکه کلامی است. این رفتار به دلیل ظاهر پنهانی که دارد، بدون عکس العمل های وسیع مردمی، رواج بیشتری پیدا می کند و حتی از تأثیرگذاری پرقدرتی بر خوردار است. در عرصه سیاسی و رقابت، استفاده از هر ابزار برای کسب قدرت، اخلاقی نیست. سوءاستفاده از علایق مذهبی و اخلاقی مردم در جهت نیل به منافع سیاسی موجب ارزش زدایی و تضعیف آرمان های اسلامی و انقلابی است که منجر به قربانی شدن ارزش های انسانی و اسلامی می شود که علاوه بر غیره اخلاقی بودن آن، از منظر اسلامی نیز مطرود است. حضرت علی(ع) در کلمات قصار خود می فرمایند «الغالب بالشر مغلوب» یعنی غالب شدن با شر شکست است. لذا همه فعالین و گروه های سیاسی بایستی اخلاق سیاسی را با رقیبان و مخالفان رعایت کنند و تکرار و تمرین اخلاق سیاسی می تواند جامعه ای امن را فراهم کند تا از رقابت سالم برخوردار باشیم. از جمله ویژگی های حاکمیت اخلاق در جامعه، تحمل شنیدن افکار دیگری است. به عبارتی، فضای عمومی باز و آگاهی بخش از مؤلفه های مهم و تأثیرگذار جامعه اخلاقی است. چرا که موجب رفع نقاط ضعف جامعه می گردد. از ملزومات تحمل شنیدن افکار دیگری، ایجاد شفافیت مواضع، انتقادپذیری و بالابردن ظرفیت های جامعه پذیری فعالان سیاسی و گروه های سیاسی است.

از بین بردن امکان گفت وگو و ایجاد بی نظمی و هرج و مرج و تنش ها و سوءتفاهم ها، نتیجه روح بی اخلاقی اشخاص و احزاب و گروه های سیاسی است که همه مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را نیز تحت تأثیر قرارمی دهد و منافع و مصالح ملی را فدای خواست حقیرانه عاملان بی اخلاقی و خودخواهانه می کنند و نتیجه آن ناکارآمدی جامعه را درپی دارد؛ زیرا عدم رعایت اخلاق سیاسی متصدیان اجرائی و تصمیم سازان را مشغول به عکس العمل به یکدیگر می کنند و فرصتی برای کار و برنامه ریزی و کارشناسی باقی نمی گذارد و زیان آن به همه ملت حتی مردم که در مناطق دورافتاده و روستائی و کسانی که در جریان این سیاسی کاری ها و زدوبندها نیستند، تحمیل می شود که متأسفانه چنین وضعیتی در سال های گذشته بر کشور سایه افکنده بود و مردم با ابراز نارضایتی، آن وضعیت را با تدبیر و به آرامی و با رأی خود در انتخابات ها تغییر دادند.

عدم تکرار منازعات و مشاجرات در عرصه سیاسی و از بین بردن اینگونه بی اخلاقی ها مستلزم مشارکت اجتماعی در جهت اصلاح ساختار فرهنگی و فعالیت سیاسی است. لذا برای ایجاد بستر و فضای مناسب فعالیت سیاسی همه فعالان و گروه ها و احزاب سیاسی باید بازی سیاسی را آموزش ببیند، تا در فعالیت های خود و کسب موفقیت به حذف رقیبان نیندیشند. بلکه با تعامل و گفت گوی سالم و نقادی، یکدیگر را تحمل کنند.

شاید خود بزرگ بینی برخی موجب شود تا فراگیری بازی سیاسی را برای خود کسرشأن تلقی کنند. که این امر، خود، بدور از اخلاق است. در فرهنگ عمومی و غنی ایران ضرب المثلی است که می گویند «پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است» پس تمرین پرسش، گفتمان و فراگیری چگونگی فعالیت سیاسی بهتر است از ندانستن. زیرا فقدان فن بازی موجب آسیب به خود و دیگران می شود که در عرصه سیاسی باعث بر هم ریختن جامعه می شود. و این مغایر با اعتقادات مذهبی است. درست است در اسلام هیچگونه محدودیتی در فعالیت ها وجود ندارد، اما شروطی بر آن قرار داده شده، و آن این است که فعالیت های ما نبایستی به زیان دیگری در جامعه باشد. پس فعالیت های سیاسی که موجب خلل در امور جامعه گردد مغایر آموزه های دینی است.

اقتصاددانان معتقدند به لحاظ پیچیدگی که در اقتصاد است بایستی برنامه ریزی آن، بسیار با تدبیر و آگاهی و شناخت کامل از اقتصاد انجام گیرد. زیرا هر گوشه ای از اقتصاد را که دچار تغییر کنیم ممکن است خیلی بخش های دیگر را متأثر از خود کند که اگر تغییرات بدون شناخت از قواعد آن انجام گیرد هر اتفاقی برای جامعه و مردم قابل پیش بینی است. بنابراین در بحث های سیاسی علاوه بر فراگیری بازی سیاسی، بایستی قواعدی همراه با ضمانت اجرائی برای آن ترسیم شود تا به عنوان مرجع، فصل الخطاب قرار گیرد. و تخطی از آن به عنوان عبور از خط قرمزها و جرم سیاسی مطرح شود. که انجام این امر از وظایف مسئولان اجرائی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی است.

/ 0 نظر / 24 بازدید